تعداد اعضا

 1 مهمان حاضر

آمار

بازدیدهای محتوا : 2228
خانه
Alavizadeh.ir
اوپن سورس یعنی دردسر! PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مجید   
پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۴۷

شاید این پنجمین و یا ششمین باری باشه که بخاطر کار مجبورم تو شرکت بمونم که اصلاً کار خوشایندی نیست. بیشتر شبیه مسافرت با اتوبوس می مونه.

تنها مزیتش سکوتی که در طی روز دیگران از آدم دریغ می کنند!

البته شاید اینبار برخلاف همیشه خودم می خواستم بمونم چون دست و پنجه نرم کردن با این غول اوپن سورس (لینوکس) لذت بخشه.

وقتی وارد دنیای اوپن سورس میشی باید دنیای نرم افزارهایی رو  که با چند کلیک نصب میشن فراموش کنی و از این به بعد باید توی کلی فایل متنی بدنبال تنظیماتی باشی که شاید به راحتی پیداش هم نکنی

باید بری سراغ اینترنت و شاید یک جایی که فکرش و نمی کنی جواب سئوالی رو پیدا کنی که مدتها دنبالش بودی.

به هر حال دنیای اوپن سورس یعنی دردسر!

 

 

 
چاپ عکس PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 6
بدخوب 
نوشته شده توسط مجید   
پنجشنبه ۰۹ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۲۸

به مدد فن آوری دوربین های دیجتال، عکاسی آسانتر شده و دیگر نگرانی تمام شدن فیلم نگاتیو داخل دوربین رویایی در حال فراموشی است.

حالا فرصت بیشتری داریم تا از یک سوژه آنقدر عکس بگیریم که یا سوژه خسته شود و یا عکاس و بالاخره از پس انبوه این همه عکس چند تایی هم بد از آب در نمی آید.

 

ادامه مطلب...
 
حکایت آن خواجه! PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مجید   
چهارشنبه ۰۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۷

خواجه در حال دعا بود و خلائق بر در دکان منتظر تا کی زمان نیایش به سر آید. چندی گذشت و خواجه به در آمد از او پرسیدند در حین عبادت به کار نتوانی پرداخت؟

خواجه گفت هرگز، که در عبادت بجز ذکر نتوانی...

زیرکی می گذشت و این ماجرا شنید، از خواجه پرسید در حین کار عبادت توانی کرد؟ خواجه گفت صد البته که در حین هر عملی عبادت توانی ...

 

 
لحظه های مرده! PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مجید   
چهارشنبه ۰۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۰۷

 

مهدی حسینی دوست و همکاری است که علاوه بر هوش و استعداد برنامه نویسی صاحب ذوق هنری خاصی در زمینه عکاسی است. توصیه می کنم اگر علاقمند به عکاسی هستید سری به سایت مهدی بزنید:

http://www.deadmoments.com

 
مترو سوار PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مجید   
يكشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۳

خوب فرصتی شد تا بازهم با شما و خودم به اندازه چند خطی خلوت کنم. داشتم فکر می کردم از مزایای نداشتن ماشین و یا نخواستن ماشین در زندگی ارتباط با مردم کوچه و خیابان است. که بعضی و قتها هم بدجوری در چشمت فرو می رود.

به مدد تغییر محل شرکت چند وقتی است از تکنولوژی نیمه کاره مترو استفاده می کنم. که صد البته باز هم جای شکرش باقی است که با همه معایبش، از شر ترافیک خلاصت می کند و نه به طرفة العینی ولی به غمزة العینی به مقصد می رساندت. گرچه اگر ماشین سوار باشی مترو به مزاقت خوش نمی آید.

اما در مترو
در مترو با اقشار متفاوتی از جامعه روبرو هستی که به هر دلیلی امکان استفاده از خودروی شخصی را ندارند. بیشتر به سبب بزاعت، گاه به سبب نوع مقصد و ...

فرهنگ هایی را می بینی که زیر یک سقف جمع شده اند برای مقصدهای گوناگون و تو فرصت داری یک آزمایشگاه مردم شناسی رایگان را تجربه کنی.

مردمی را می بینی دوان دوان و عجول تر از پله های برقی، آنچنان شجاع که ایستاده چلوتر از خطوط قرمز و چنان قلندر که در فشار بسته شدن در اجدادت تو را یاد کنند و به دیدنت بیایند و بعضاٌ بسیار خوشبو  که از رایحه شان نافه آهوی ختن را یاد کنی...

گاه می بینی جوانکی جایش را به پیری می دهد. و گاه پیری به پیرتری و تشکری و تبسمی

اگر جایی برای نشستن نداری پیشنهاد می کنم به کمک موبایلت از شنیدن موسیقی دلخواهت لذت ببری و از شنیدن صدای ناهنجار سایش ریل ها رهایی یابی ولی حواست باشد که اگر تازه کاری از مقصد جا نمانی.
مترو برای خواندن روزنامه، کتاب و هم فرصتی است مغتنم به شرط آنکه جایی برای نشستن هم داشته باشی و تحمل سرک کشیدن دیگران.

این اواخر دست فروش و فالگیر و رمال هم در مترو جا باز کرده بودند که چون صنف لبویی و نان خشکی هم تصمیم به بهره برداری از امکانات مترو را داشتند بالاخره به غیرت بعضی ها برخورد و فعلاً قائله تمام است.


تاریخچه مترو
تاریخ احداث متر به دهه 1840 ميلادي و به شهر لندن بر می گردد. طرح اولیه در سال 1855 و راه اندازی در سال 1863 صورت گرفته است.
اما برای مشاهده تاریخ مترو در تهران به آدرس زیر مراجعه کنید.

http://metro.tehran.ir/Default.aspx?tabid=10829&language=fa-IR

 
مطالب بیشتر...
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 بعدی > انتها >>

صفحه 3 از 4